تبليغاتX
توهمات فانتزی دکترچه

توهمات فانتزی دکترچه

یادم باشد معجزه قاصدکها را باور داشته باشم.

اونقدام که فک میکردم درسا بد جلو نمیره!

فارماکو چقدررررررررررر قشنگه.انقده خوشحالم وقتی میخونمش.

ولی...

علیرغم اینکه از گیاهان بدم نمیاد اما هیچ استعدادی تو حفظ کردن رده و راسته و تیره و اندام موثره و...ندارم! شانس بیارم پاس شم!!!!


دوست داشتن ربطی به دیدن ندارد

انسانها

خدارا هم دوست دارند

هنوز.....

+ نوشته شده در  یکشنبه 18 دی1390ساعت 1:55  توسط dOctOrche  | 

- ultra کار نمیکنه! نیمدونم چرا! این یکی دو روزه بدجور دُز سایتای فیلترشده خونم پایین اومده!!! جز اینو فریگت،فیلترشکن دیگه ای سراغ دارین؟

-فارماکو و ضد افسردگی  3حلقه ای و آلزایمر و پارکینسون و بیحسی ها و آرامبخشها..... با این آخریش خیلی موافقم.آرامش شده طلا این روزا

-آکادمی هم تموم شد.سرگرمی خوبی بود واسه جماعت ایرانی.مخصوصا پدر گرامی که همیشه موقع دیدنش یاد برنامه "رنگارنگ" اون دورانا میافتادو کلی کیف میکرد

-نمیدونم گفتم یا نه که جدیدا علاقه مند دیدن عشق ممنوع از Gem Classic شدم. خیانت همه جانبه.آدمای شیک و جذاب،رنگ ولعابو.... همینه فقط! آخرشم که همه خبر دارنجالبه هرجا میرم همه انگار میبینن! سمر خوشگله یا نهال؟! مهند فلانه! عدنان بهمانه! کس به خود فیلم کار نداره.چهره هاشونن که جذابن واسه مردممن چرا میبینم؟! سریال بدی نیستبهتر از گریه و زاریهای ایرانیه

همون BBC رو کماکان عشق است

- نمیدونم چرا هرکی هر غلطی میکنه اسمشو میذارن دانشجویی! واقعا شرم آوره بالا رفتن از دیوار سفارت! که چی؟اون لحظه احساساتی شده بودن؟! خاک بر سرشون


+ نوشته شده در  جمعه 18 آذر1390ساعت 21:15  توسط dOctOrche  | 


به زير سقف اين خونه

منم مثل تو مهمونم

منم مثل تو ميدونم

تو اين خونه نميمونم.........

اين تيكه از شعرو ميشنوم گريه م ميگيره!

شديدا معتاد آكادمي شده ام! امتحان گياهان دارم يكشنبه.پاشدم اومدم كه فرداشب آكادمي رو ببينم و برم! خوبه كه تصميم گرفتم برم! وگرنه ميخواستم جمعه شم بمونم.

حرفم نمياد.دوس نداشتم چيزي بنويسم اما يهوو اين صفحه اول بلاگفارو كه ديدم....دلم خواست كه بنويسم.نميدونم چرا احساس ميكنم خيلي پير شدم.مسخره س! اين حرفارو به كسي نميگم چون مطمئنا ميخنده بهم.كلا هيچ.قت حرفي خاصمو به كسي نگفتم حتي خانواده.دوس ندارم! اينطوري راحتترم. سختم نيس برام كه پيش خودم بمونه اين حرفا.حالا يه جوري ميگم "اين حرفا" انگار چه حرفاي سكرتي هست!

هيييي نننه نيومدم نيومدم.....حالام كه اومدم باز غرغرام شروع ميشه!بهتره ديگه برم بخوابم.

پ.ن:

راستي دارم تلاش ميكنم كم كم به وبلاگاي دوستاي قديمي سر بزنم.امشب موفق شدم 2و3جا برم. :)

     

+ نوشته شده در  چهارشنبه 25 آبان1390ساعت 1:30  توسط dOctOrche  | 

پاییز فصل مورد علاقه من

واقعا دوسش دارم ولی همونقدر که پاییزو دوس دارم از اولین روز مدرسه متنفرم! اینقدرررررررر ستم بود واسم روز اول مدرسه که حد نداشت.حتی یه سالم با دل خوش مدرسه رو شروع نکردم! یادمه روزای اخر شهریورو همش عزادار بودم که میخوام برم مدرسه

همیشه هم وقتی از مدرسه میرسیدم خونه دچار همه امراض بودم!!!

- کلاسامونم شروع شده اما من نرفتم! حال نداشتم زیرا! ازهفته بعد میرم.خیلی از دوستامم نرفتن هنوز

- این روزا خیلی باد اون سالی میافتم که میخواستم دوباره بخونم واسه کنکور.الان که بهش فکر میکنم میبینم چقد زود گذشت...

واسه همه کسایی که امسال موندن تا دوبار واسه کنکور بخونن آرزوی آرامش دارم و اینکه بدونن چی میخونن و چی میخوان.


 


+ نوشته شده در  یکشنبه 3 مهر1390ساعت 14:15  توسط dOctOrche  | 


روز پزشک مبارک

روز داروساز مبارک

عید فطر مبارک،نماز روزه هاتون قبول

خیلی اوضاعم بهتر شد،خیلی آروم شدم.ممنونم از همه کامنتاتون و ممنونم از خداجون.

خیلی این روزا اینور اونور درگیر بودم.21ام عروسی دختر عمه مه و پسر عموم(یعنی این دوتا باهم ازدواج کردن) دیروز رفته بودیم خرید.چقد لذت بخشه! اما من حال زیاد لباس پوشیدنو ندارم.یعنی دوس دارما اما دلم میخواد جادو جمبل بشه لباسه بره تو تنم! من تلاشی نکنم خانومه تعجب کرده بود میگف خانوما عاشق اینن که حتی شده بیخود هی لباس عوض کنن! تو چرا دوس نداری؟!

حالا دیروز همینکه رسیدیم پاساژ دیدم گوشیم میزنگه منشی مطبی بود که قرار بود 2ساعت بعدش برم اونجا.میگه میتونی نیم ساعت دیگه بیای؟ منم انقدددددددددر بدم میاد از این بی نظمی هاااااا

گفتم سعی میکنم!

خلاصه با دل خجسته رفتیم خریدمونو کردیم و بعدش رفتیم سمت مطب.گفتم تا تو باشی زودتر خبر بدی! البته پیش خودم مثلا میخواستم یه ربع تا 20 دقیقه دیرتر برم.اما از شانس منم انقددددددددددددر ترافیک سنگین بود که دقیقا همون تایمی که از اول قرار بود برم،رسیدم!

                    



پ.ن:

یه نکته جالب که این روزا میبینم اینه که خیلیها با سرچ فیلم یا عکس "عروسی هیوا وحید" میان اینجا.یه پست نوشته بودم راجع به ماشین عروسیشون و اینکه الان خیلیها سعی میکنن مثه اون درس کنن ماشینشونو...

مثه اینکه شدیدا همه گیر شده اما نکته جالبتر اینه که من فهمیدم اینا اصلا زنو شوهر نیستن و این کلیپ فقط جنبه تبلیغاتی داره واسه عکاسی اون اقاهه! عـــــــــجــــــــب! ملت چه کارایی میکنن.یکی از بچه هاlمون میگف دختر عموشم رفته همین عکاسی و اون یارو فقط یه کلیپ شبیه اون ساخته واسشون شده 20 میلیون تومن!!!!

گوگل ریدرم هیچ رقمه کار نمیکنه و اصلا نمیاد تو وبلاگ! چیکار کنم؟!!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 9 شهریور1390ساعت 16:0  توسط dOctOrche  |